از دوستیت خون جگر را بخورم (1155)
-
اندازه متن
+
از دوستیت خون جگر را بخورم
این مظلمه را تا به قیامت ببرم
فردا که قیامت آشکار گردد
تو خون طلبی و من برویت نگرم
از دوستیت خون جگر را بخورم
این مظلمه را تا به قیامت ببرم
فردا که قیامت آشکار گردد
تو خون طلبی و من برویت نگرم
ای دوست شکارم و شکاری دارم بیکارم و بس شگرف کاری دارم
گفتی سر سر بریدن…
مست و خوشی باده کجا خوردهای؟ این مه نو چیست که آوردهای؟
ساغر شاهانه گرفتی به…

