ای آنکه طبیب دردهای مائی (1698)
-
اندازه متن
+
ای آنکه طبیب دردهای مائی
این درد ز حد رفت چه میفرمائی
والله اگر هزار معجون داری
من جان نبرم تا تو رخی ننمائی
ای آنکه طبیب دردهای مائی
این درد ز حد رفت چه میفرمائی
والله اگر هزار معجون داری
من جان نبرم تا تو رخی ننمائی
گوهر چه بود به بحر او جز سنگی گردون چه بود بر در او سرهنگی
از…
بیت و غزل و شعر مرا آب ببرد رختی که نداشتیم سیلاب ببرد
نیک و بد…

