ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده (2332)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۶/۱۳
-
اندازه متن
+
ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده
بگذاشته ما را تو و در خود نگریده
تو شرم نداری که تو را آینه ماییم
تو آینه ناقص کژشکل خریده
ای بیخبر از خویش که از عکس دل تو
بر عارض جانها گل و گلزار دمیده
صد روح غلام تو و هر دم چو کنیزک
آراسته خود را و به بازار دویده
بر چرخ ز شادی جمال تو عروسی است
ای همچو کمان جان تو در غصه خمیده
صد خرمن نعمت جهت پیشکش تو
وز بهر یکی دانه در این دام پریده
ای آنک شنیدی سخن عشق ببین عشق
کو حالت بشنیده و کو حالت دیده
در عشق همان کس که تو را دوش بیاراست
امشب تو به خلوتگه عشق آی جریده
چون صبر بود از شه شمس الحق تبریز
ای آب حیات ابد از شاه چشیده
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
گر درد دلم به نقش پیدا بودی (1918)
گر درد دلم به نقش پیدا بودی هر ذره ز غم سیاه سیما بودی
ور راه…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
