ای ابر که تو جهان خورشیدانی (1703)
-
اندازه متن
+
ای ابر که تو جهان خورشیدانی
کاری مقلوب میکنی نادانی
از ظلم تو بر ماست جهان ظلمانی
بس گریه نصیب ماست تا گریانی
ای ابر که تو جهان خورشیدانی
کاری مقلوب میکنی نادانی
از ظلم تو بر ماست جهان ظلمانی
بس گریه نصیب ماست تا گریانی
جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد این دو که هر دو یکیست جز که همان…
هم نور دل منی و هم راحت جان هم فتنه برانگیزی و هم فتنه نشان
ما…

