آکادمی پلیکان

ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانم (1488)

- اندازه متن +

ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانم
من مرد غریبم نه از این شهر جهانم

گر دم نزنم تا حسد خلق نجنبد
دانم که نگویم نتوانم که ندانم

آن کل کلهی یافت و کل خویش نهان کرد
با بنده به خشم است که دانای نهانم

گر صلح کند داروی کلیش بسازیم
از ننگ کلی و کلهش بازرهانم

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×