ای دل چو بهر خسی نشینی چکنم (1160)
-
اندازه متن
+
ای دل چو بهر خسی نشینی چکنم
وز باغ مدام گل نچینی چکنم
عالم همه از جمال او روشن شد
تو دیده نداری که ببینی چکنم
ای دل چو بهر خسی نشینی چکنم
وز باغ مدام گل نچینی چکنم
عالم همه از جمال او روشن شد
تو دیده نداری که ببینی چکنم
گر مایهٔ دهر جان فزا بود زیرا که در او پری ما بود
مر پریان را…
این سر که در این سینهٔ ما میگردد از گردش او چرخ دو تا میگردد
نی…

