ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم (1465)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۷/۵
-
اندازه متن
+
ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم
زان روی که حیرانم من خانه نمیدانم
ای گشته ز تو واله هم شهر و هم اهل ده
کو خانه نشانم ده من خانه نمیدانم
زان کس که شدی جانش زان کس مطلب دانَش
پیش آ و مرنجانش من خانه نمیدانم
وان کز تو بود شورش میدار تو معذورش
وز خانه مکن دورش من خانه نمیدانم
من عاشق و مشتاقم من شهره آفاقم
رحم آر و مکن طاقم من خانه نمیدانم
ای مطرب صاحب صف میزن تو به زخم کف
بر راه دلم این دف من خانه نمیدانم
شمس الحق تبریزم جز با تو نیامیزم
میافتم و میخیزم من خانه نمیدانم
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
گرنه حذر از غیرت مردان کنمی (1929)
گرنه حذر از غیرت مردان کنمی آن کار که دوش گفتهام آن کنمی
ور رشک نبودی…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
