آکادمی پلیکان

بار دیگر یار ما هنباز کرد (814)

- اندازه متن +

بار دیگر یار ما هنباز کرد
اندک اندک خوی از ما باز کرد

مکرهای دشمنان در گوش کرد
چشم خود بر یار دیگر باز کرد

هر دم از جورش دل آرد نو خبر
غم دل ترسنده را غماز کرد

رو ترش کردن بر ما پیشه ساخت
یک بهانه جست و دست انکاز کرد

ای دریغا راز ما با همدگر
کو دگر کس را چنین هم‌راز کرد

ای دل از سر صبر را آغاز کن
زانک دلبر جور را آغاز کرد

عقل گوید کاین بداندیشی مکن
او از آن ماست بر ما ناز کرد

می‌دهد چون مه صلاح الدین ضیا
کارغنون را زهره جان ساز کرد

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×