آکادمی پلیکان

بازی بودم پریده از عالم راز (946)

- اندازه متن +

بازی بودم پریده از عالم راز
تا بو که برم ز شیب صیدی بفراز

اینجا چه نیافتم کسی را دمساز
زان در که بیامدم برون رفتم باز

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×