با دل گفتم اگر بود جای سخن (1433)
-
اندازه متن
+
با دل گفتم اگر بود جای سخن
با دوست غمم بگو در اثنای سخن
دل گفت به گاه وصل با یار مرا
نبود ز نظاره هیچ پروای سخن
با دل گفتم اگر بود جای سخن
با دوست غمم بگو در اثنای سخن
دل گفت به گاه وصل با یار مرا
نبود ز نظاره هیچ پروای سخن
ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست رخ بر رخش مدار که آن یار نازکست
عشق بین با عاشقان آمیخته روح بین با خاکدان آمیخته
چند بینی این و آن و…

