بخروشیدم گفت خموشت خواهم (1174)
-
اندازه متن
+
بخروشیدم گفت خموشت خواهم
خاموش شدم گفت خروشت خواهم
برجوشیدم گفت که نی ساکن باش
ساکن گشتم گفت بجوشت خواهم
بخروشیدم گفت خموشت خواهم
خاموش شدم گفت خروشت خواهم
برجوشیدم گفت که نی ساکن باش
ساکن گشتم گفت بجوشت خواهم
از مه من مست دو صد مشتری غمزه او سحر دو صد سامری
هر نفسی شعله…
آن ذره که جز همدم خورشید نشد بر نقد زد و سخرهٔ امید نشد
عشقت به…

