بر زلف تو گر دست درازی کردم (1177)
-
اندازه متن
+
بر زلف تو گر دست درازی کردم
والله که حقیقت نه مجازی کردم
من در سر زلف تو بدیدم دل خویش
پس با دل خویش عشقبازی کردم
بر زلف تو گر دست درازی کردم
والله که حقیقت نه مجازی کردم
من در سر زلف تو بدیدم دل خویش
پس با دل خویش عشقبازی کردم
عشق تو از بس کشش جان آمده کشتگانت شاد و خندان آمده
جان شکرخای است لیکن…
هست بازیهای آن شیر علم مخبری از بادهای…

