آکادمی پلیکان

بگردان ساقی مه روی جام (2266)

- اندازه متن +

بگردان ساقی مه روی جام
رهایی ده مرا از ننگ و نام

گرفتارم به دامت ساقیا ز آنک
نهادستی به هر گامی تو دام

رها کن کاهلی دریاب ما را
و لا تکسل فان القوم قاموا

الیس الصحو منزل کل هم
الیس العیش فی هم حرام

الا صوموا فان الصوم غنم
شراب الروح یشربه الصیام

هر آن کو روزه دارد در حدیث است
مه حق را ببیند وقت شام

نکو نبود که من از در درآیم
تو بگریزی ز من از راه بام

تو بگریزی و من فریاد در پی
که یک دم صبر کن ای تیزگام

مسلمانان مسلمانان چه چاره‌ست
که من سوزیدم و این کار خام

نباشد چاره جز صافی شرابی
باقداح یقلبها الکرام

حدیث عاشقان پایان ندارد
فنستکفی بهذا و السلام

جواب گفته متنبی است این
فؤاد ما تسلیه المدام

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مکاتب ادبی و هنری غرب

44 ثانیه
:
13 دقیقه
:
08 ساعت
:
27 روز
نگاهی به تاریخ تفکر، هنر و ادبیات در غرب
پشتیبانی
×