بیگاه شد و دل نرهید از ناله (1617)
-
اندازه متن
+
بیگاه شد و دل نرهید از ناله
روزی نتوان گفت غم صد ساله
ای جان جهان غصهٔ بیگاه شدن
آنکس داند که گم شدش گوساله
بیگاه شد و دل نرهید از ناله
روزی نتوان گفت غم صد ساله
ای جان جهان غصهٔ بیگاه شدن
آنکس داند که گم شدش گوساله
ای در طلب گرهگشائی مرده در وصل بزاده وز جدائی مرده
ای در لب بحر تشنه…
زاهد که نبرد هیچ سود ای ساقی آن زهد نبود مینمود ای ساقی
مردانه درآ مرو…

