آکادمی پلیکان

تا باد سعادت ز محمد خبر افکند (640)

- اندازه متن +

تا باد سعادت ز محمد خبر افکند
زان مردی و زان حمله شقاوت سپر افکند

از حال گدا نیست عجب گر شود او پست
تیغ غم تو از سر صد شاه سر افکند

روزی پسر ادهم اندر پی آهو
مانند فلک مرکب شبدیز برافکند

دادیش یکی شربت کز لذت و بویش
مستیش به سر برشد و از اسب درافکند

گفتند همه کس به سر کوی تحیر
مسکین پسر ادهم تاج و کمر افکند

از نام تو بود آنک سلیمان به یکی مرغ
در ملکت بلقیس شکوه و ظفر افکند

از یاد تو بود آنک محمد به اشارت
غوغای دو نیمه شدن اندر قمر افکند

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×