آکادمی پلیکان

خواهی که مقیم و خوش شوی با ما تو (1562)

- اندازه متن +

خواهی که مقیم و خوش شوی با ما تو
از سر بنه آن وسوسه و غوغا تو

آنگه تو چنان شوی که بودی با من
آنگاه چنان شوم که بودم با تو

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×