آکادمی پلیکان

خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختم (1586)

- اندازه متن +

خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختم
خویش را چون سرکه دیدم در شکر آمیختم

کاسه پرزهر بودم سوی تریاق آمدم
ساغری دردی بدم در آب حیوان ریختم

دیده پردرد بودم دست در عیسی زدم
خام دیدم خویش را در پخته‌ای آویختم

خاک کوی عشق را من سرمه جان یافتم
شعر گشتم در لطافت سرمه را می بیختم

عشق گوید راست می گویی ولی از خود مبین
من چو بادم تو چو آتش من تو را انگیختم

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×