دستان کسی دست زنان کرد مرا (47)
-
اندازه متن
+
دستان کسی دست زنان کرد مرا
بیحشمت و بیعقل روان کرد مرا
حاصل دل او دل مرا گردانید
هر شکل که خواست آنچنان کرد مرا
دستان کسی دست زنان کرد مرا
بیحشمت و بیعقل روان کرد مرا
حاصل دل او دل مرا گردانید
هر شکل که خواست آنچنان کرد مرا
توی که بدرقه باشی گهی گهی رهزن توی که خرمن مایی و آفت خرمن
هزار جامه…
ای سخت گرفته جادوی را شیری بنموده آهوی را
از سحر تو احولست دیده در دیده…

