دل آمد و گفت هست سوداش دراز (952)
-
اندازه متن
+
دل آمد و گفت هست سوداش دراز
شب آمد و گفت زلف زیباش دراز
سرو آمد و گفت قد و بالاش دراز
او عمر عزیز ماست گو باش دراز
دل آمد و گفت هست سوداش دراز
شب آمد و گفت زلف زیباش دراز
سرو آمد و گفت قد و بالاش دراز
او عمر عزیز ماست گو باش دراز
بجه بجه ز جهان تا شه جهان باشی شکر ستان هله تا تو شکرستان باشی
بجه…
چو آمد روی مه رویم چه باشد جان که جان باشد چو دیدی روز روشن را چه جای…

