دیدن روی تو هم از بامداد (994)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۷/۱۷
-
اندازه متن
+
دیدن روی تو هم از بامداد
درد مرا بین که چه آرام داد
در دل عشاق چه آتش فکند
جانب اسرار چه پیغام داد
چون ز سر لطف مرا پیش خواند
جان مرا باده بیجام داد
صافی آن باده چو ارواح خورد
کاسه آلوده به اجسام داد
صافی آن باده ز ارواح جو
زانک به اجسام همین نام داد
در تبریزست تو را دام دل
رحمت پیوسته در آن دام داد
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
گران جانی مکن ای یار برگو (2187)
گران جانی مکن ای یار برگو از آن زلف و از آن رخسار برگو
ز باغ…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
