آکادمی پلیکان

دی عاقل و هشیار شدم در کاری (1882)

- اندازه متن +

دی عاقل و هشیار شدم در کاری
برهم زدم دوش مر مرا عیاری

دیدم که دل آن اوست من اغیارش
بیرون رفتم از آن میان من باری

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×