آکادمی پلیکان

سودای توام در جنون می‌زد دوش (1040)

- اندازه متن +

سودای توام در جنون می‌زد دوش
دریای دو چشم موج خون می‌زد دوش

تا نیم شبی خیل خیالت برسید
ورنی جانم خیمه برون می‌زد دوش

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×