آکادمی پلیکان

سپاس و شکر خدا را که بندها بگشاد (930)

- اندازه متن +

سپاس و شکر خدا را که بندها بگشاد
میان به شکر چو بستیم بند ما بگشاد

به جان رسید فلک از دعا و ناله من
فلک دهان خود اندر ره دعا بگشاد

ز بس که سینه ما سوخت در وفا جستن
ز شرم ما عرق از صورت وفا بگشاد

ادیم روی سهیلیم هر کجا بنمود
غلام چشمه عشقیم هر کجا بگشاد

پس دریچه دل صد در نهانی بود
که بسته بود خدا بنده خدا بگشاد

در این سرا که دو قندیل ماه و خورشیدست
خدا ز جانب دل روزن سرا بگشاد

الست گفت حق و جان‌ها بلی گفتند
برای صدق بلی حق ره بلا بگشاد

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×