سر در خاک آستان تو نهم (1252)
-
اندازه متن
+
سر در خاک آستان تو نهم
دل در خم زلف دلستان تو نهم
جانم به لب آمده است لب پیش من آر
تا جان به بهانه در دهان تو نهم
سر در خاک آستان تو نهم
دل در خم زلف دلستان تو نهم
جانم به لب آمده است لب پیش من آر
تا جان به بهانه در دهان تو نهم
جان خاک آن مهی که خداش است مشتری آن کس ملک ندید و نه انسان و نی پری
…
بر جان و دل و دیده سواری همه خوش واندر دل و جان هرچه بکاری همه خوش

