صحت که کُشد سقم و رنجوری به (1631)
-
اندازه متن
+
صحت که کُشد سقم و رنجوری به
زان جامه که سازی بستم عوری به
چشمی که نبیند ره حق کوری به
صحبت که تقرب نبود دوری به
صحت که کُشد سقم و رنجوری به
زان جامه که سازی بستم عوری به
چشمی که نبیند ره حق کوری به
صحبت که تقرب نبود دوری به
گران جانی مکن ای یار برگو از آن زلف و از آن رخسار برگو
ز باغ…
در ستایشهای شمس الدین نباشم مفتتن تا تو گویی کاین غرض نفی من است از لا و لن
…

