عشقت صنما چه دلبریها کردی (1905)
-
اندازه متن
+
عشقت صنما چه دلبریها کردی
در کشتن بنده ساحریها کردی
بخشی همه عشقت به سمرقند دلم
آگاه نی چه کافریها کردی
عشقت صنما چه دلبریها کردی
در کشتن بنده ساحریها کردی
بخشی همه عشقت به سمرقند دلم
آگاه نی چه کافریها کردی
من سر خم را ببستم باز شد پهلوی خم آنک خم را ساخت هم او می شناسد خوی…
هر روز فقیران را هم عید و هم آدینه نی عید کهن گشته آدینه دیگینه
عیدانه…

