آکادمی پلیکان

مستم از باده‌های پنهانی (3149)

- اندازه متن +

مستم از باده‌های پنهانی
وز دف و چنگ و نای پنهانی

مر چنین دلربای پنهان را
واجب آمد وفای پنهانی

می‌زند سال‌ها در این مستی
روح من‌های های پنهانی

گفتم ای دل کجایی آخر تو
گفت در برج‌های پنهانی

بر چپم آفتاب و مه بر راست
آن مه خوش لقای پنهانی

مشتری درفروخت آن مه را
دادمش من بهای پنهانی

ظلمتم کی بقا کند که بر او
تابد از کبریای پنهانی

آتشم چون بمرد دودم چیست
آیتی از بلای پنهانی

ز آن بلا جان‌های ما مرهاد
تا برد تحفه‌های پنهانی

شمس تبریز شوربایی بپخت
صوفیان الصلای پنهانی

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×