آکادمی پلیکان

من چو در گور درون خفته همی‌فرسایم (1641)

- اندازه متن +

من چو در گور درون خفته همی‌فرسایم
چو بیایی به زیارت سره بیرون آیم

نفخ صور منی و محشر من پس چه کنم
مرده و زنده بدان جا که توی آن جایم

مثل نای جمادیم و خمش بی‌لب تو
چه نواها زنم آن دم که دمی در نایم

نی مسکین تو با شکرلب خو کرده‌ست
یاد کن از من مسکین که تو را می پایم

چون نیابم مه رویت سر خود می بندم
چون نیابم لب نوشت کف خود می خایم

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×