نی با تو دمی نشستنم سامانست (429)
-
اندازه متن
+
نی با تو دمی نشستنم سامانست
نی بی تو دمی زیستنم امکانست
اندیشه در این واقعه سرگردانست
این واقعه نیست درد بی درمانست
نی با تو دمی نشستنم سامانست
نی بی تو دمی زیستنم امکانست
اندیشه در این واقعه سرگردانست
این واقعه نیست درد بی درمانست
از دوستی دوست نگنجم در پوست در پوست نگنجم که شهم سخت نکوست
هرگز نزید به…
میر خرابات توی ای نگار وز تو خرابات چنین بیقرار
جمله خرابات خراب تواند جمله اسرار…

