هر عمر که بیدیدن اصحاب بود (846)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۵/۱۷
-
اندازه متن
+
هر عمر که بیدیدن اصحاب بود
یا مرگ بود به طبع یا خواب بود
آبی که ترا تیره کند زهر بود
زهری که ترا صاف کند آب بود
تا شب میگو که روز ما را شب نیست (231)
تا شب میگو که روز ما را شب نیست در مذهب عشق و عشق را مذهب نیست
مولانا 
