هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد (794)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۷/۲۴
-
اندازه متن
+
هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد
همچنان باشد کز سمع و بصر بگریزد
زان خورد خون جگر عاشق زیرا شیر است
شیردل کی بود آن کو ز جگر بگریزد
دل چو طوطی بود و جور دلارام شکر
طوطیی دید کسی کو ز شکر بگریزد
پشه باشد که به هر باد مخالف برود
دزد شب باشد کز نور قمر بگریزد
هر سری را که خدا خیره و کالیوه کند
صدر جنت بهلد سوی سقر بگریزد
و آنک واقف بود از مرگ سوی مرگ گریخت
سوی ملک ابد و تاج و کمر بگریزد
چون قضا گفت فلانی به سفر خواهد مرد
آن کس از بیم اجل سوی سفر بگریزد
بس کن و صید مکن آنک نیرزد به شکار
که خیال شب و شب هم ز سحر بگریزد
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
آمد بر من دوش مه یغمائی (1653)
آمد بر من دوش مه یغمائی گفتم که برو امشب اینجا نائی
میرفت و همی گفت…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
