همسایگیِ مست فَزاید مستی (1990)
-
اندازه متن
+
همسایگیِ مست فَزاید مستی
چون مست شَوی باز رهی از هستی
در رستهٔ مردان چو نشستی رَستی
بر باده زنی ز آب و آتش دستی
همسایگیِ مست فَزاید مستی
چون مست شَوی باز رهی از هستی
در رستهٔ مردان چو نشستی رَستی
بر باده زنی ز آب و آتش دستی
دوش از بت من جهان چه میشد وز ماه من آسمان چه میشد
در پیش رخش…
من پاکباز عشقم تخم غرض نکارم پشت و پناه فقرم پشت طمع نخارم
نی بند خلق…

