هین که گردن سستکردی، کو کبابت؟ کو شرابت؟ (383)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۹/۷
-
اندازه متن
+
هین که گردن سستکردی، کو کبابت؟ کو شرابت؟
هین که بس تاریکرویی، ای گرفته آفتابت
یاد داری که ز مستی با خرد استیزه بستی؟
چون کلیدش را شکستی، از که باشد فتح بابت؟
در غم شیرین نجوشی لاجرم سرکه فروشی
آب حیوان را ببستی لاجرم رفتهست آبت
بوالمعالی گشته بودی فضل و حجت مینمودی
نک محکِّ عشق آمد، کو سؤالت؟ کو جوابت؟
مهتر تجار بودی، خویش قارون مینمودی
خواب بود و آن فنا شد، چونکه از سر رفت خوابت
بس زدی تو لافِ زفتی، عاقبت در دوغ رفتی
میخور اکنون آنچ داری، دوغ آمد خمر نابت
مخلص و معنی اینها گرچه دانی هم نهانکن
اندر الواح ضمیری تا نیاید در کتابت
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
ز کجا آمدهای میدانی (2927)
ز کجا آمدهای میدانی ز میان حرم سبحانی
یاد کن هیچ به یادت آید آن مقامات…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
