آکادمی پلیکان

پیام کرد مرا بامداد بحر عسل (1357)

- اندازه متن +

پیام کرد مرا بامداد بحر عسل
که موج موج عسل بین به چشم خلق غزل

به روزه دار نیاید ز آب جز بانگی
ولیک عاقبت آن بانگ هم رسد به عمل

سماع شرفه آبست و تشنگان در رقص
حیات یابی از این بانگ آب اقل اقل

بگوید آب ز من رسته‌ای به من آیی
به آخر آن جا آیی که بوده‌ای اول

به جان و سر که از این آب بر سر ار ریزد
هزار طره بروید ز مشک بر سر کل

شراب خوار که نامیخت با شراب این آب
کشد خمار پیاپی تو باش لاتعجل

مکاتب ادبی و هنری غرب

40 ثانیه
:
51 دقیقه
:
11 ساعت
:
29 روز
نگاهی به تاریخ تفکر، هنر و ادبیات در غرب
پشتیبانی
×