چنان کاین دل از آن دلدار مستست (363)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۹/۸
-
اندازه متن
+
چنان کاین دل از آن دلدار مستست
ز خوف صاف ما آن یار مستست
خمارش نشکنم الا به خونم
از این شادی دل غمخوار مستست
شفق وارم به هر صبحی به خون در
که در هر صبح آن خون خوار مستست
مده پند و مبر خونم به گردن
که چشم دلبر کین دار مستست
چرا این خاک همچون طشت خونست
که چشم ساقی اسرار مستست
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
با ما ز ازل رفته قراری دگر است (234)
با ما ز ازل رفته قراری دگر است این عالم اجساد دیاری دگر است
ای زاهد…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
