چون ساز کند عدم حیات افزائی (1835)
-
اندازه متن
+
چون ساز کند عدم حیات افزائی
گیری ز عدم لقمه و خوش میخائی
در میرسدت طبق طبق حلواها
آنجا نه دکان پدید و نه حلوائی
چون ساز کند عدم حیات افزائی
گیری ز عدم لقمه و خوش میخائی
در میرسدت طبق طبق حلواها
آنجا نه دکان پدید و نه حلوائی
من بیخبرم خدای خود میداند کاندر دل من مرا چه میخنداند
باری دل من شاخ گلی…
من بادم و تو برگ نلرزی چکنی کاری که منت دهم نورزی چکنی
چون سنگ زدم…

