آکادمی پلیکان

چون صبح ولای حق دمیدن گیرد (642)

- اندازه متن +

چون صبح ولای حق دمیدن گیرد
جان در تن زندگان پریدن گیرد

حایی برسد مرد که در هر نفسی
بی‌زحمت چشم دوست دیدن گیرد

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×