آکادمی پلیکان

گر تنگ بدی این سینه من (2096)

- اندازه متن +

گر تنگ بدی این سینه من
روشن نشدی آیینه من

ای خار گلی از روضه من
دوزخ تبشی از کینه من

خورشید جهان دارد اثری
از کر و فر دوشینه من

آن کوه احد پشمین شده‌ست
از رشک من و پشمینه من

چون جوز کهن اشکسته شوی
گر نوش کنی لوزینه من

از بهر دل این شیشه دلان
باشد بر که در چینه من

از بهر چنین جمعیت جان
هر روز بود آدینه من

تا تازه شود پژمرده من
تا مرد شود عنینه من

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×