آکادمی پلیکان

گویم سخن شکرنباتت (368)

- اندازه متن +

گویم سخن شکرنباتت
یا قصه چشمه حیاتت

رخ بر رخ من نهی بگویم
کز بهر چه شاه کرد ماتت

در خرمنت آتشی درانداخت
کز خرمن خود دهد زکاتت

سرسبز کند چو تره زارت
تا بازخرد ز ترهاتت

در آتش عشق چون خلیلی
خوش باش که می‌دهد نجاتت

عقلت شب قدر دید و صد عید
کز عشق دریده شد براتت

سوگند به سایه لطیفت
سوگند نمی‌خورم به ذاتت

در ذات تو کی رسند جان‌ها
چون غرقه شدند در صفاتت

چون جوی روان و ساجدت کرد
تا پاک کند ز سیئاتت

از هر جهتی تو را بلا داد
تا بازکشد به بی‌جهاتت

گفتی که خمش کنم نکردی
می‌خندد عشق بر ثباتت

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مکاتب ادبی و هنری غرب

02 ثانیه
:
05 دقیقه
:
10 ساعت
:
22 روز
نگاهی به تاریخ تفکر، هنر و ادبیات در غرب
پشتیبانی
×