یار نخواهم که بود بدخو و غمخوار و تُرش (1219)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۷/۱۲
-
اندازه متن
+
یار نخواهم که بود بدخو و غمخوار و تُرش
چون لحد و گور مغان تنگ و دل افشار و ترش
یار چو آیینه بود، دوست چو لوزینه بود
ساعت یاری نبود خایف و فرّار و تُرش
هر کی بود عاشق خود پنج نشان دارد بد
سخت دل و سست قدم کاهل و بیکار و ترش
ور چشمش بیش بود هم تُرشی بیش کند
دان مثل بیشی او سرکهٔ بسیار ترش
بس کن شرح ترشان، این قدری بهر نشان
کی طلبد در دل و جان طبع شکربار ترش؟!
اندر رمضان خاک تو زر میگردد (537)
اندر رمضان خاک تو زر میگردد چون سنگ که سرمهٔ بصر میگردد
آن لقمه که خوردهای…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
