یک بار دگر قبول کن بندگیَم (1373)
-
اندازه متن
+
یک بار دگر قبول کن بندگیَم
رحم آر بدین عجز و پراکندگیَم
گر بار دگر ز من خلافی بینی
فریاد مرس به هیچ درماندگیَم
یک بار دگر قبول کن بندگیَم
رحم آر بدین عجز و پراکندگیَم
گر بار دگر ز من خلافی بینی
فریاد مرس به هیچ درماندگیَم
تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار بر مثل ذرهها رقص کنان پیش یار
شاه نشسته…
سوز دل عاشقان شررها دارد درد دل بیدلان اثرها دارد
نشنیدستی که آه دلسوختگان بر حضرت…

