ای گرگ نگفتمت که روزی (76)
-
اندازه متن
+
ای گرگ نگفتمت که روزی
بیچاره شوی به دست یوزی
ای گرگ نگفتمت که روزی
بیچاره شوی به دست یوزی
یکی از پسرانِ هارونالرَّشید پیش پدر آمد خشمآلود که فلان سرهنگزاده مرا دشنامِ مادر داد. هارون ارکان دولت را گفت:…
حکیمی پسران را پند همیداد که جانان پدر هنر آموزید که ملک و دولت دنیا اعتماد را نشاید و سیم…

