سعدی خفتی و به خفتنت پراکنده شدیم (56) کپی نوشته کپی شد کپی لینک کپی شد ۱۴۰۴/۰۹/۱۴ - اندازه متن + خفتی و به خفتنت پراکنده شدیم برخاستی و به دیدنت زنده شدیم / دلت خوش باد و چشم از بخت روشن (57) گر بلندت کسی دهد دشنام (55) / سعدی چو لقمان دید کاندر دست داوود (79-8) هر آنچه دانی که هر آینه معلوم تو گردد، به پرسیدن آن تعجیل مکن که هیبت سلطنت را زیان دارد… مطالعه سعدی یکی را که عادت بود راستی (85-8) دروغ گفتن به ضربت لازم ماند که اگر نیز جراحت درست شود، نشان بماند. چون برادران یوسف که به دروغی… مطالعه نویسندهmaryamآخرین نوشتارسر گاه و دیهیم شاه اورمزد (1)چو دانست کز مرگ نتوان گریخت (2) 📋 بازگشت به فهرست دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخنشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *