دلت خوش باد و چشم از بخت روشن (57)
-
اندازه متن
+
دلت خوش باد و چشم از بخت روشن
به کام دوستان و رغم دشمن
دلت خوش باد و چشم از بخت روشن
به کام دوستان و رغم دشمن
گدایی هول را حکایت کنند که نعمتی وافر اندوخته بود. یکی از پادشاهان گفتش: همینمایند که مالِ بیکران داری و…
ریشی درون جامه داشتم و شیخ از آن هر روز بپرسیدی که چون است و نپرسیدی کجاست. دانستم از آن…

