سعدی مرغ جایی رود که چینه بود (28) کپی نوشته کپی شد کپی لینک کپی شد ۱۴۰۴/۰۹/۱۴ - اندازه متن + مرغ جایی رود که چینه بود نه به جایی رود که چی نبود / خورشید که بر جامهٔ درویش افتد (29) بشنو که من نصیحت پیران شنیدهام (27) / سعدی وقت ضرورت چو نماند گریز (1-1) پادشاهی را شنیدم به کشتنِ اسیری اشارت کرد. بیچاره در آن حالتِ نومیدی مَلِک را دشنام دادن گرفت و سَقَط… مطالعه سعدی مَبَر حاجت به نزدیکِ تُرُشروی (11-3) درویشی را ضَرورتی پیش آمد. کسی گفت: فلانْ نعمتی دارد بیقیاس، اگر بر حاجتِ تو واقف گردد، همانا که در… مطالعه نویسندهmaryamآخرین نوشتارسر گاه و دیهیم شاه اورمزد (1)چو دانست کز مرگ نتوان گریخت (2) 📋 بازگشت به فهرست دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخنشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخشهای موردنیاز علامتگذاری شدهاند *