آکادمی پلیکان

ترکِ احسانِ خواجه اولی‌ٰتر (8-3)

- اندازه متن +

بقّالی را دِرَمی چند بر صوفیان گرد آمده بود در واسط.
هر روز مُطالبت کردی و سخنان با خشونت گفتی.
اصحاب از تَعَنُّتِ وی خسته‌خاطر همی‌بودند و از تحمّل چاره نبود.
صاحب‌دلی در آن میان گفت: نفْسْ را وعده دادن به طعام آسان‌تر است که بقّال را به دِرَم

ترکِ احسانِ خواجه اولی‌ٰتر
کاحتمالِ جفایِ بَوّابان

به تمنّای گوشت، مردن بِهْ
که تقاضایِ زشتِ قصّابان

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×