و لو ان حبا بالملام یزول (88)
-
اندازه متن
+
و لو ان حبا بالملام یزول
لسمعت افکا یفتریه عذول
پیرمردی لطیف در بغداد دخترک را به کفشدوزی داد
مردکِ سنگدل چنان بگزید لبِ دختر،…
رفیقی داشتم که سالها با هم سفر کرده بودیم و نمک خورده و بی کران حقوقِ صحبت ثابت شده، آخر…

