تا راهِ قلندری نپویی نشود (72)
-
اندازه متن
+
تا راهِ قلندری نپویی نشود
رخساره به خونِ دل نشویی نشود
سودا چه پزی؟ تا که چو دلسوختگان
آزاد به تَرکِ خود نگویی نشود
تا راهِ قلندری نپویی نشود
رخساره به خونِ دل نشویی نشود
سودا چه پزی؟ تا که چو دلسوختگان
آزاد به تَرکِ خود نگویی نشود
کم کن طمع از جهان و میزی خرسند از نیک و بد زمانه بگسل پیوند
…
این قافلهٔ عمر عجب میگذرد دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان…

