آکادمی پلیکان

تو مثل اسب از رو جسد

- اندازه متن +

تو مثل اسب از رو جسد
از رو تن من رد شدي
هيچ قولي پابندت نکرد
مي‌دُويدي ، جيغ مي‌زدي

چنگات زير لاک بنفش
لبريز ميل تن به تن
پشت لبات دندون تيز
تو حيووني قشنگ من

تو حيووني قشنگ من
مي‌توني آدم بکشي
سينه‌ي من رو بشکافي
قلبمو بيرون بکشي

اما بدون قلبم بازم
توو دستت آهنگ مي‌زنه
شعراي خوبي مي‌خونه
لو مي‌ري که قلب منه

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۲ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×