ابرم، همه اما به چمن رو کرده
-
اندازه متن
+
ابرم، همه اما به چمن رو کرده
شمعم، همه جان خویش اما خورده
از غیرم امید چه می باید داشت
چون من همه از خویشتنم آزرده.
ابرم، همه اما به چمن رو کرده
شمعم، همه جان خویش اما خورده
از غیرم امید چه می باید داشت
چون من همه از خویشتنم آزرده.
پیوست به من به موی چون مشگ به برف بگسست ز من، مرا از او هیچ نه طرف
…
مسکین دلی من که پای بر کوی تو داشت با دستم کاو راه به گیسوی تر داشت

